تجربتی در ویران شهر/ بخش یک.

تجربتی در ویران شهر/ بخش یک.
عشق، پذیرفتن ِ واقعیت ِ حضور دیگری و ضمائمش. اینکه دیگری حقیقتا تو نیست، اما میل به تو شدن دارد، می شکندت در مسیر پذیرش و تویی وجود ندارد در انتها که او به آن گرویده. به صورت های بسیاری نگاه برده‌ام، به صورت های بسیاری نگاه می‌برم. جز چیزی که خودم را در آن بیابم، چیزی نمی بینم. ارضای خودم، خشم ِ خودم، تجربتی در ویران‌‌شهر خودم. خدای این …
ادامه مطلب

تجربتی در ویران شهر/ بخش دو

تجربتی در ویران شهر/ بخش دو
- با علم به ماندگی ِ زیبایی چیزی از عتیق تا کنون، آن چیز جوهره‌ی حصولی پدیده ها نمی‌تواند باشد. حضور دارد. عینی‌ست. بیات نمی‌شود. تن ِ گندم ندارد. فساد ِ تن را پذیرا نیست. تن را پذیرا نیست. پس من چگونه در تو می خابم؟ در کدام ِ از حضور  ِ تو می‌یابم خویشتن را با تن ِ گندمگونم. آیا تمامی ِ چیزها حس ِ تهوع از بویی را در …
ادامه مطلب

تعادل ِ خالی.

تعادل ِ خالی.
- دریا کانون ِ من بوده. همیشه خالی ِ دریا می‌کاشتم تا انتهای خودش، نهایتی از هیچ ِ معظم را تا در آن حبه‌ی جهان را به تن‌ام اضافه کنم. تنی گل‌وار که خالی ِ شفیره‌ایی و رجعتی به نور داشت، حبه‌ایی از سوگ ِ زمینی در باب ِ پروانه‌بودگی ِ رنگ را می‌گریست بر پوسته‌ی تن‌اش، به رویایی صادقه در خواب‌هایی بیدار تر از بوسه‌های عفونی. سترون می‌شد صورت …
ادامه مطلب

۳-۳

۳-۳
- سکوت ِ شخصیْ مفصلی از تجرید قلب را در رسای باران می گریاند، روی پوست ِ نمک. بوسه‌ی تو تبخیر آن تن است. خشمِ سفیدی ِ کودک در پیدا کردن  ِ شکلی به جز پستان در ابر که احتمال ِ مکیدن ِ باران را در نوج ِ گیاه ناممکن می‌سازد. من پذیرفته بودم ترا. من‌ تن‌های بی شمار عشق را به درون ِ خودم پذیرفته بودم. این اعتراف من است. …
ادامه مطلب

۲-۲

۲-۲
-   هنوز هم  به آخرین شکل زوال حافظه در دوست داشتن تو، خودم را رها می کنم تا اصابت ِ کلمه به مواجه‌ی با تو، تو نباشد. ادامه‌ات می دهم در شکل ِ زوال نوج ِ پنبه در سوختن‌ِ آفتاب درون سینه‌ام. وقتی که فک‌ات می‌ماند و خودت می‌رفت. وقتی که در فرسایش ِ بین چیزها و خودت، محیط عِطر تو می گرفت و تو نبودی، در اتاق تنها …
ادامه مطلب

مقدمه ایی بر آرمان‌شهر بی انسان/ رو نوشتی به جاش کوهن.

مقدمه ایی بر آرمان‌شهر بی انسان/ رو نوشتی به جاش کوهن.
- - هنگامی که کودک، از ذهنیتی در رحم ِ مادر به عینیتی دارای تن در همان‌جا تبدیل می‌شود، موجودی اجتماعی‌ست، چرا که تحت ِ بستری اجتماعی زیست پایه‌ایی خود را پیش می‌گیرد و در آن جا با رفتارهای دارای عقبه‌ی حیات، که بر پالایش و افزایش ِ کیفیت زیستی او تاثیر می‌گذارند مواجه است. این محور ذاتی که نگرشی بر مبنای حفظ بقای خود، در گرو حفظ بقای مادر …
ادامه مطلب

آینه شخصی.

آینه شخصی.
  -   در رابطه با کارهای من، خیلی از جاها وقتی که کار را دوباره می خوانم ( و نه بازخوانی می کنم )، فضایی می بینم که به شدت طبیعتی هذیان‌مأب دارد. از ریتم می افتد و خودش را می شکند، زبان و مفهوم را می شکند، و این به خاطر طبیعت نوشتن نیست/ که به خاطر طبیعت ِ چیزی‌ست که از دید آن می نویسم. برای من *وقتی …
ادامه مطلب

-پیش تعریفی بر میان آگاهی

-پیش تعریفی بر میان آگاهی
- پیش تعریفی بر میان آگاهی  اگر ما رویداد های زیستی پیرامون خود را به صورت ِ سلسله‌ایی ریشه‌یابی کنیم، با چند عنصر پایه ایی از احساسات مواجه می شویم که در چرخه‌ی تحلیلی و شناختی تغییر یافته و در اشکال مختلفی در ما بروز پیدا می کنند. در فرآیند تحلیل این اتفاقات، و ریشه‌یابی پدیده‌های حسی، از مهم‌ترین مواردی که باید به آن ها توجه داشت، سازوکارهای غالبی هستند …
ادامه مطلب

1-1

1-1
- ساق های گیاه در تن بتنی گلو، وقتی که شعر از فرم ِ تن‌ات در محیط ِ اتاق تفاوت ِ در دقت ِ نور است. گیاه ِ ضمنی واقعیت ِ تو، مدامی ِ کارکرد ِ زبان ِ تو در حنجره‌ی محیط. تعلیق ِ بین ِ فضای تن و سایه‌اش که دقتی در شعر دارد. شکل ِ ایستای بوسه / طرز  ِ ایستادن بوسه بر لبه‌های کف ِ موج / …
ادامه مطلب

گفتاری از رشد

گفتاری از رشد
- - مادرانی که کودکی خود را ( به صورت آن گونه که باید باشند ) بروز می دهند، کودکان شاد تری تحویل می دهند، اما کودکان در تقلید رفتاری این طرحواره ها چه نوعی از ابتکار را بروز می دهند ؟ کودک اتکا به ماهیت حامی ایی دارد که در مادر می بیند و این امر در هنگام نقض آن حمایت شکل گیری خود و ماهیت فرد را ایجاد …
ادامه مطلب