- نقطه ایی فرضی را در آسمان محل تلاقی من و تو در نظر می گیرد و زاویهی مرگاش را طوری زیر نور آفتاب قرار میدهد تا نور، طیف های چشم ترا در درون ِ عنبیهی من بریزد وقتی که بر تن ِ قلوهکن شدهی خودم خمشدهام و میگریم، با فلسهای مرمری، ماهی ِ معلقام. حرکات ِ سرم حالا، احتمال حرکت ِ یک ماهیست که تعمدا به سمت قلاب میرود: …