
-
-
مادرانی که کودکی خود را ( به صورت آن گونه که باید باشند ) بروز می دهند، کودکان شاد تری تحویل می دهند، اما کودکان در تقلید رفتاری این طرحواره ها چه نوعی از ابتکار را بروز می دهند ؟
کودک اتکا به ماهیت حامی ایی دارد که در مادر می بیند و این امر در هنگام نقض آن حمایت شکل گیری خود و ماهیت فرد را ایجاد می کند. اما این مورد سبب شکنندگی شخصیت فرد می شود. برای همین در سنین کودکی مواجه شدن با خود به صورت چندپاره و گسترده ( به دلیل نحوه ی تفکر ) اتفاق می افتاد.
روایت درمانی باعث استمرار حضور کودک با خود هاش می شود. طرحواره های درمانی پس از شناخت ابژه ها می توان در فرآیند مثبت شکل بگیرد. در کودکان نرمال به دلیل یکپارچگی ترکیبی حضور طرحواره ها، اتکا به نقاط منفی ( گسست ها ) بیشتر می شود. این گسست ها پایه های واکاوی شخصی افراد است.
به دلیل استمرار این تکانه ها کودک شخصیت حامی خود را در مادری مشابه پیدا می کند ( معلم ) اما پیش از آن این احساس بد درونی خود شخصی سازی می کند و مادر را در خودش خلق می کند که خوی تیز این مادر بیشتر است و کودک برای جلب رضایت آن تلاش می کند. ابن عامل به همراه مولفه ها و مادر بیرونی حضور فرد را در چند بخش گسترده می کند.









