رویا و عینی !

رویا و عینی !
- رویا و عینی! پاره ایی از یادداشتی اولیه، پیرامون شعر و بدن مندی       ادامه ی تجربتم در کلام، به سکوت می خورد و می شکندَم سکوت، مشت ِراز تصویر کودکی ام را در آینه باز می کند: خالی می بینم.  غایت نبشتن در من - حالا - همین خیرگی به سکوت است، پس از رگبار کلمه. تا در زیر باران حرف، مکسّربینی از خودم را در …
ادامه مطلب