ادامه مطلب
منشور ؟

منشور ؟ - بر بدن ِ سخت نابخشودهام فاصلهایی کاشتهام با خورشید تا در سایههای حافظه، لختی بوسه را بیاشامم. من. من که بدنی نرم تر از مهرهی باران را در فقرات ِ شعرم تصعید کردهام، حالا در لختهایی از زهدان ِ تو حواس ِ تنات را تیز تر از ریحان به خون ِ کلمه نزدیکتر می دارم. میافتی. و شعور ِ مشوش ِ کیهانی ِ من میپذیرد که تنی …


















