
-
-
زیبایی به درون برگشته
متناقض ابدی
-
تو مرا بوسیدی و من همیشه پشت لب های ترا سفید تر از خوشه های گندم نگاه داشته ام، هنگامی که در ذهن ات یک ساعد قطع شده از محیط، رگی برافروخته تر از انزوا را در خوابی متلاطم به رویا میبرد تا ناقصی آغوش شیههایی رامتر داشته باشد.
و در تلاطم تمام این صورت ها، قوام ِ کودکی من پوستی حساس تر از آب دارد در بوسههای رویا که به خواب میزند. اما تصویر تو استوار ماند بروی سطح ِ کودکیام. همان ماهگرفتگی گوشهی لب ِ چپات که تدریج ِ یک عشق را در خلیج بوسههای رویا بارز تر میکرد. در همین سطح، من بارها بر عمق ِ تمامی فاحشگان و خواب های خودم گریستم و از کنار عشق عبور کردهام.
من در تمام ِ این سفر ها پیر شدهام.
و حالا که حرکت ِ پروانهایی سفید درون ِ تکرار ِ یک درخت رها تر از مستی های شراب تقطیر میکند بغض های محیطی را، تو کجا ایستادهایی در جنون درخت/ و میچینی از دایرههای زانوی درخت زمان را.
به درون برمیگردی حالا، از زیبایی محیط، پوستهی تو تاول میزند و سبک تری حالا که در پوستهی توام.
متناقض ابدی .
بله. می شود در درون ِ حفرهایی که مُهر پستان ِ انسان ِ دیگری باشد خود را یافت، اما من منزوی تر از انسان ایستاده بودم پس در سجده به روی پوست ِ انسان به خواب رفتم، و در چاه ِ عمیقی که به آب نمیرسد، به تو رسیدم. در خم ِ دستان ِ تو که وحشی تر از علف می تاخت
من از دقت در بوی علف به فلز مبتلا خواهم شد، با آنکه هیچ گذشته در سترون بودن چیزی نداشته ام. من همین بودهام. همیشه همین قدر به زیستن مبتلا بودهام که تا کنه زخمی رفتهام و چیزی که در آینه بازمیگشت روایت ِ اصابت ِ یک بدن منسجم به خواب های مَرمی سربی بود که در گلوی بغض بسته شده. این قوام ارضای من است که در رطوبت ِ حنجره مییابی در قبل ِ صبح. و از عرض ِ شانههام، جریب ِ یک هوای فلزی که بزاق ِ روی پستان ِ انسانی دریافت میکند خود را ، چند آینه دیدم که بین آن ها معلق ماندم. و همان جا در جنازهی هوا پروانه های سفید دیدم و خندیدم .
و در سفر های کوتاهی از بوی چوب و سوختن ِ کاغذ به نام ِ تو بارها در شکل ِ دست های تو، به آتش رسیدم. تو از زبان ِ آتش صحبت می کردی. من آرزو می کردم که تو از سفر های خواب ِ من به بیداری من بیایی. من بارها صدای تو را در تنهایی ام تمرین می کنم و می دانم که این غمگین است که صدای کسی را تمرین کنی تا از یادت نرود و در همین چیز می خواستم تا واقعا روشن باشی.









