ادامه مطلب
کلمه

- دایره می خواست بسوزد. در شب، مادامی که در جزیرهی سفیدی خوابی هستی که میرود، ضلع ِ ماه نیمهی دیگر تن ِ توست در جزیرهی آسمان. دایره میخواست تا بسوزد. از قرنیههای تو گریختن، خونهایی که ستاره هستند، من به تبادر ِ شکل ابتدایی نبشتن در فهم ِ خیرگی ِ ماه به استوای سیاهی نزدیک تر خواهم بود، خوابم. ( خاب / خآب / خوابم / خوابام . ) …


















