پاسخی به تئوس: ارتباط با خود دیگری.

پاسخی به تئوس: ارتباط با خود دیگری.
_   بسیط می شود حضور در قامت ِ خود ِ پذیرنده‌ی دیگر در الفبای عشق. زخم، لبخند، اشک و بوسه بسطی به کره‌گی زمینی دارند که فضا را می‌درد تا انتهای منظره‌ی چشم. پیش از منظره‌ی چشم اما، نقب ِ دیگری خفته در درون، متلاشی کرده عنبیه‌ی عاشق را: معشوق بارزش می‌کند تنها. چشم ِ تازه به منظره‌ی تازه، همان معمای تئوس را پاسخی زیستی می‌دهد. تو همان تنی، …
ادامه مطلب

در مقابله با ابتذال زندگی !

 در مقابله با ابتذال زندگی !
  یا نوشتن در جامعه‌ی ترومازده، راهی به کاویدن ِ خود دارد: چرایی استفاده از عرفان ِ چرک شده. - نبشتن، به تعبیری طی کردن ِ مسافتی‌ست، و برای من نوشتن، تعبیر مسیری دارد تا عافیت یافتن در کلمات. کلمه شفای من است. برای همین می‌نویسم: زیست ِ عفونت ِ زندگی. به درون ِ کلمه می‌برم خودم را، کلمه را به درون ِخودم می‌برم، نقب می‌زنم، تنفس می‌کنم از ریه‌ی …
ادامه مطلب

چرا عشق، نجات ِ ما در عصر امروز است؟

چرا عشق، نجات ِ ما در عصر امروز است؟
-   در گستره‌ی زیستی انسان ِ امروز، بیش‌شدگی تعامل با اطلاعات و داده‌های مصرف‌محور مفهوم پدیده‌های زیستی را گاه تا کالاشدگی حد می‌زند. خبر، ابزار مربوط به بقا و ضمائم آن، اشکال متفاوت خود ِ جهانی (چهره‌ایی استاندارد از مفهوم انسان که توسط پروپاگاندا تعبیه می‌شود)، فهم ِ انسان را مواجهه‌ایی یکه و خودگونه(آن‌گونه که خود شخصی، در برآیند فهمی خود از پدیده‌ها استنباط می‌کند) به سویی برده که شباهت …
ادامه مطلب

تجربتی در ویران شهر/ بخش یک.

تجربتی در ویران شهر/ بخش یک.
عشق، پذیرفتن ِ واقعیت ِ حضور دیگری و ضمائمش. اینکه دیگری حقیقتا تو نیست، اما میل به تو شدن دارد، می شکندت در مسیر پذیرش و تویی وجود ندارد در انتها که او به آن گرویده. به صورت های بسیاری نگاه برده‌ام، به صورت های بسیاری نگاه می‌برم. جز چیزی که خودم را در آن بیابم، چیزی نمی بینم. ارضای خودم، خشم ِ خودم، تجربتی در ویران‌‌شهر خودم. خدای این …
ادامه مطلب

تجربتی در ویران شهر/ بخش دو

تجربتی در ویران شهر/ بخش دو
- با علم به ماندگی ِ زیبایی چیزی از عتیق تا کنون، آن چیز جوهره‌ی حصولی پدیده ها نمی‌تواند باشد. حضور دارد. عینی‌ست. بیات نمی‌شود. تن ِ گندم ندارد. فساد ِ تن را پذیرا نیست. تن را پذیرا نیست. پس من چگونه در تو می خابم؟ در کدام ِ از حضور  ِ تو می‌یابم خویشتن را با تن ِ گندمگونم. آیا تمامی ِ چیزها حس ِ تهوع از بویی را در …
ادامه مطلب

مقدمه ایی بر آرمان‌شهر بی انسان/ رو نوشتی به جاش کوهن.

مقدمه ایی بر آرمان‌شهر بی انسان/ رو نوشتی به جاش کوهن.
- - هنگامی که کودک، از ذهنیتی در رحم ِ مادر به عینیتی دارای تن در همان‌جا تبدیل می‌شود، موجودی اجتماعی‌ست، چرا که تحت ِ بستری اجتماعی زیست پایه‌ایی خود را پیش می‌گیرد و در آن جا با رفتارهای دارای عقبه‌ی حیات، که بر پالایش و افزایش ِ کیفیت زیستی او تاثیر می‌گذارند مواجه است. این محور ذاتی که نگرشی بر مبنای حفظ بقای خود، در گرو حفظ بقای مادر …
ادامه مطلب

آینه شخصی.

آینه شخصی.
  -   در رابطه با کارهای من، خیلی از جاها وقتی که کار را دوباره می خوانم ( و نه بازخوانی می کنم )، فضایی می بینم که به شدت طبیعتی هذیان‌مأب دارد. از ریتم می افتد و خودش را می شکند، زبان و مفهوم را می شکند، و این به خاطر طبیعت نوشتن نیست/ که به خاطر طبیعت ِ چیزی‌ست که از دید آن می نویسم. برای من *وقتی …
ادامه مطلب

-پیش تعریفی بر میان آگاهی

-پیش تعریفی بر میان آگاهی
- پیش تعریفی بر میان آگاهی  اگر ما رویداد های زیستی پیرامون خود را به صورت ِ سلسله‌ایی ریشه‌یابی کنیم، با چند عنصر پایه ایی از احساسات مواجه می شویم که در چرخه‌ی تحلیلی و شناختی تغییر یافته و در اشکال مختلفی در ما بروز پیدا می کنند. در فرآیند تحلیل این اتفاقات، و ریشه‌یابی پدیده‌های حسی، از مهم‌ترین مواردی که باید به آن ها توجه داشت، سازوکارهای غالبی هستند …
ادامه مطلب

گفتاری از رشد

گفتاری از رشد
- - مادرانی که کودکی خود را ( به صورت آن گونه که باید باشند ) بروز می دهند، کودکان شاد تری تحویل می دهند، اما کودکان در تقلید رفتاری این طرحواره ها چه نوعی از ابتکار را بروز می دهند ؟ کودک اتکا به ماهیت حامی ایی دارد که در مادر می بیند و این امر در هنگام نقض آن حمایت شکل گیری خود و ماهیت فرد را ایجاد …
ادامه مطلب

عاطفه ی ضمنی.

عاطفه ی ضمنی.
عشق، تازگی مرگ و طراوت میلاد دارد. در فرآیند عاشقانه، فرد با هر خواب گذشته‌ی خویشتن را فراموش کرده و در روز بعد با تنی جدید( که برآمده از سائق ها و کهن‌الگوهاست )، به عاشقیت جدیدی در تن همیشگی‌اش می‌رسد. تن همیشه‌ی او، حافظه‌ی بوسه‌پذیر و سیال او در عشق، میل به سویی می کند که امنیت، لذت و استمرار این امور را در وی پدید آورد و با …
ادامه مطلب