ادامه مطلب
فارسی

- - اینجا شب است و صدای اضمحلال پوستهی شعر رسا تر از خواب محیط را برداشته. در همین عفونت های تنهایی من چندین تن از خودم را در شفیرهی یک دیوانگی رها کردهام و در تسلی یک رنگ ِ تیره از طیف چشم های تو به خواب رفتهام. حالا سفید تر باید اتفاق میافتادم، و نیفتادم. در این آگاهی پوستهی کلمه که به درون ِ گوشت ِ …


















