سنگ از گل/ pt. 2

سنگ از گل/ pt. 2
وقتی که نور ذرات ِ رنگدانه‌ی اقاقی را تصعید می کند صدای تو از ادامه‌ی من می‌ریخت به فشار ِ درونی یک جسم ِ ترد که استخوان‌هاش را می‌شکند و سکوت ِ اُخرایی نبض ِ بهار را در حنجره ها ادامه می‌دهد. ( این ها چیزهایی‌ست که می‌فشرد / این ها چیزهایی ست که منبسط می‌شود / مثل زیر ِ سینه‌ی کبوتری که روی شاخه‌ایی تنها سکوت ِ منظره را …
ادامه مطلب

گل از سنگ/ pt 1

گل از سنگ/ pt 1
تاریخ رونده‌ی انسان/ انسان ِپذیرنده‌ی رفتن/ وقتی که ابتدا و انتهایی دارد که نمی‌داند، بیشتر می‌رود در درون ِ چیزی شکل‌دار از لحن ِ صدای تو. ( چرا که چیزها می توانند با صدای تو آغاز شوند و چیز ها در صدای تو تمام می‌شوند وقتی که به من می گویی شب به خیر و من میمیرم. ) ( و صبح وقتی که بیدار می‌شوم، می روم. صبح ها در …
ادامه مطلب

روایت مرگ/ pt :2

روایت مرگ/ pt :2
    ذرات نور رج می زند تن سنگی نام داری را که ابدی از کلمات را با خود به درون شن ها برده و نمک زخم انسانی­اش را تازه می کند./ با خود به دریای رنگ می برد و سکوت را گذاشته برای کره ی خالی. یک نور محو روی برش سنگی سیاه که نامی جلادار دارد، نامی که در دنیای سکوت بی ترجمه، لهجه ایی از غم دارد. …
ادامه مطلب

اتاق فرشته ها/ پیش درآمد و یک از شش

اتاق فرشته ها/ پیش درآمد و یک از شش
  صدای فندک زدن صبحگاهی در خلا بی ته چشم ِ کیهانی که می برد تا انتها صدا را و از لبه اش به منظره پرت می کند تا تنهایی رابشود دید/ پس از غباری سنگین که از شکستگی جناق سینه ایی بر می آید/ در یک سالن سرد . با چیزی که می خاهد تا تن را حداقل در همان وضع همیشگی‌اش نگاه دارد/ به جای آنکه تن ستاره …
ادامه مطلب

حافظه ی شقیقه.

حافظه ی شقیقه.
- نجوم خاک که در ابتدای پس از تن های دیگرش به زمین می‌خورد، دیگر نمی‌تواند برخیزد. چرا که ذره‌ی آب را دیده که می‌رود و نمی‌تواند جلوی رفتن او را بگیرد، چرا که افق و عمود هیچ گاه به یکدیگر نمی‌رسند. تو در همین مختصاتی که آفریده شدی، سر دیوانه‌ات را به آهن می‌کوبیدی تا بتوانی خودت را در افق حل کند. ( در واقع تو با حرکتی عمودی- …
ادامه مطلب