ادامه مطلب
فرساکاوی

- فرساکاوی - چگونه می توان شیبی از باران در زیر تن ِ گلی انداخت که نمیخواهد بهار را بیاشامد در رگاش. در لحظهی جاودانگی عشق من به کاویدن ِ رنگ مشغولام و ُ حالا در ادامهی فساد ِ رنگ گل در زمان میروم تا با تنِ دیگری در زیر پوستام بر تصویر ابدی تو بگریم. تو مست بودی و گریه می کردی و من در دقت ِ ساختن ِ …














